مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)

72

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)

فضلهء او يكى است و فايدهء او آن است كه فضله به تدريج در او جمع مىشود و به يك بار دفع مىشود تا انسان را هر لحظه احتياج به قيام نشود . پنجم قولون « 1 » ، و آن را قولون از آن گويند كه مرض قولنج غالب در او پيدا مىشود . « 2 » ششم مستقيم « 3 » ، و يك طرف آن متّصل است به سرم « 4 » ، يعنى حلقهء دبر « 5 » ؛ و اين سه معاء را سفلى « 6 » و غلاظ گويند . افواه عروق : دهان رگ‌هاست . فايده : بدان كه رگ دو قسم است : وريد و شريان « 7 » . وريد رگ‌هاى غير جهنده است و آن از جگر رسته است « 8 » و فايدهء آن ، آن است كه خونى كه در جگر حاصل مىشود ، به جميع اعضا مىرساند و غذاى بدن مىشود . و شريان ، و آن رگ‌هاى جهنده است و آن از دل رسته است و روح به همهء اعضا مىرساند ؛ و صورت احشا بدين موجب است : « 9 »

--> ( 1 ) . قولون : يا كولن كه خود به چهار قسمت تقسيم مىشود . ( جهت اطلاع بيشتر ، ر . ك : آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 394 ) . ( 2 ) . م : شود . ( 3 ) . مستقيم : يا راست روده يا ركتوم كه آخرين قسمت رودهء بزرگ است و حدود 7 تا 8 اينچ ( 18 تا 20 سانتىمتر ) طول دارد . ( 4 ) . سرم : دهان روده كه مخرج ثفل است و جمع آن اسرام است . سرم نام ديگر رودهء مستقيم نيز هست . ( لغتنامه ) . ( 5 ) . دبر ( دبر ) : پشت ، كون . ( لغتنامه ) ( 6 ) . س : اسفل . ( 7 ) . وريد ( سياهرگ ) رگ خونى غير ضربان‌دار كه جهت آن به سوى قلب مىباشد و برعكس آن سرخرگ تحت تأثير ضربان‌هاى قلب خون را از قلب خارج و وارد گردش خون بزرگ بدن مىكند . به‌طور كلّى سياهرگ را به معناى رگى كه داراى خون با اكسيژن كم و سرخرگ را رگى كه با اكسيژن زياد است مىتوان بيان كرد ، البتّه به استثناى سرخرگ و سياهرگ‌هاى ريوى . رگى كه خون سياهرگى جمع شده از تمام بدن را از بطن راست قلب به طرف ريه‌ها هدايت مىكند سرخرگ ريوى ناميده مىشود و چهار وريدى كه خون سرخرگى حاوى اكسيژن بيشتر را به طرف دهليز چپ قلب مىبرند سياهرگ‌هاى ريوى ناميده مىشوند . ( 8 ) . اين استنباط نادرست كه وريدها از كبد منشأ گرفته‌اند باعث شد كه اين تصوّر پيش آيد كه وريدها مواد غذايى را به اندام‌هاى بدن مىرسانند مىدانيم كه همراه هر شريان دو وريد وجود دارد و شريان‌ها در هر عضو به موئين رگ شريانى تبديل مىشوند كه موئين رگ‌هاى وريدى هم در همان جا تشكيل شده و فضولات عضو را جمع‌آورى كرده ، وارد وريدها مىكنند . ( 9 ) . تصوير در نسخهء « م » نيامده است .